![]() |
![]() |
|
| توش همه چی می نویسم اما بیستر از این چهار کلمه |
|
هیچ پرنده ای به خلوت پنهان من پرواز نمی کند نه پرستوی سیاهی که دلتنگی به همراه آورد نه مرغ دریایی سپیدی که خبر از طوفان... روح وحشی ام در سایه صخره ها به پاسداری ایستاده آماده پرواز با شنیدن گامهای نزدیک شونده ... من در گذرگاه بادها دروازه ای بنا کرده ام : دروازه ای طلایی به سمت مشرق - به سوی عشقی که هرگز نمی آید - دروازه ای به سوی روز و دروازه ای دیگر به سوی اندوه و دروازه ای – همیشه گشوده – به سوی مرگ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 14:38 توسط مجهول |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام این بلاگ منه همه چی توش می نویسم راجع به همه، جز خودم چون سکوت رو دوست دارم می دونید چیه
"ارزش هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد" البته فکر نکنید که از خودم هیچی نمیگم نه از خودم میگم اما کم و در لابلای بقیه چیزا در کل امیدوارم که موفق باشم البته با کمک شما و نظراتتون |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|