![]() |
![]() |
|
| توش همه چی می نویسم اما بیشتر از این چهار کلمه |
به راستی چه سخت است خندان نگهداشتن لبها در زمان گریستن قلبها و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهای تنهایی در حالی که تظاهر می کنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد اماچه شیرین است در خاموشی و خلوت به حال خود گریستن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 23:6 توسط مجهول |
|
|
خدایا .. .
تو که از عمق عشق و علاقه ام با خبری .. .
تو که میدونی هیچ کس جز اون به چشمم زیباترین نیست ...
تو که میدونی حتی لحظه های هوس باعث این مهر نشده ...
ای خدایی که خودت اونو سر راهم گذاشتی ...
ای خدایی که بارها وقتی که حتی لحظه ای به راهم شک می کردم با نشانه هات قدم هام رو استوار کردی .. .
ای خدایی که عاشقا رو دوست می داری .. .
یاری ام ده که تو یگانه یاور و پناه منی ......
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 18:17 توسط مجهول |
|
|
آن زمان که خورشيد قلب من برای هميشه غروب کرد در گمنامی وتنهايی پوسيدند و من از ميان رفتند |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 11:48 توسط مجهول |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 2:0 توسط مجهول |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام این بلاگ منه همه چی توش می نویسم راجع به همه، جز خودم چون سکوت رو دوست دارم می دونید چیه
"ارزش هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد" البته فکر نکنید که از خودم هیچی نمیگم نه از خودم میگم اما کم و در لابلای بقیه چیزا در کل امیدوارم که موفق باشم البته با کمک شما و نظراتتون |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|